عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
61
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
عرب براى نخستين واضع خط ثبت كردهاند ، آغازى نسبى است نه مطلق ؛ بنابر اين اسماعيل ، خلفجان ، حمير ، نفيس ، نضر ، نزار و مرامر همگى نمايندگان آغازى نسبى در [ تأسيس خط عربى ] هستند و تعيين زمان يا شخص [ در اين تأسيس ] ، گزافه گويى است « 1 » . وى به راى مورخان اروپايى باز مىگردد ، تا بيان كند ، قديمىترين حلقهء معروف در اين سلسلهء خط ، مردم مصر و بعد از آنها « فنيقىها » و سپس « آرامىها » و « حميرىها » و بعد « نبطىها » و « كنديان » هستند كه مردم حيره و انبار ، خط را از « كنديها » و مردم حجاز هم آن را از حيريها و انباريان فرا گرفتند « 2 » . حفنى ناصف در اين كتاب ، جدولهايى را آورده است كه شامل نشانههاى هجايى - زبانهايى است كه خط آنها با مراحل تكاملى خط عربى در ارتباط است . چنان كه نتايج وى به وسيلهء بسيارى از كتيبههاى كشف شده و ترجمههاى آنها تأييد شده است كتاب وى بهترين كتابى است كه به طور تفصيلى به اين مسأله پرداخته است . آخرين نفرى كه با رأى علمى به اين مسأله پرداخته است ، دكتر ناصر الدين اسد مىباشد . وى مجموعهاى از نوشتههاى كشف شده و كتيبهها را عرضه داشته و با كمال احتياط به اين نتيجه رسيده است كه « عربها در عصر جاهلى ، حداقل سه قرن ، خط داشتهاند و با همين خطى كه مسلمانان بعدها با آن آشنا شدند ، مىنوشتند . آشنايى عرب جاهلى با نوشتن ، آشنايىاى قديمى و امرى يقينى است . پژوهش مبتنى بر دليل مادى محسوس [ كتيبهها ] آن را بيان مىكند و هر سخنى غير از اين ؛ تنها به حدس و گمان متكى است « 3 » . جان كانتينيو « 4 » ، سر آغاز ورود خط آرامى به سرزمينهاى عربى را ؛ آغاز قرن سوم ميلادى تعيين كرده است « 5 » .
--> ( 1 ) حفنى ناصف ، حياة اللغة العربية ، ص 51 . ( 2 ) همان ، و نيز : ابو عبد اللّه الزنجانى ، تاريخ القرآن ، صص 1 - 2 . ( 3 ) ناصر الدين الأسد ، مصادر الشعر الجاهلى و قيمتها التاريخية ، اول ، ص 33 . ( 4 ) j . cantineau . ( 5 ) جان كانتينيو ، دراسات فى علم اللغة العربى ، ص 76 .